يادي از خاطرات گذشته
۱۳۸٦/۱۱/۱٩
valentine نزديكه ...

 


تاريخچه :

تاريخچه كامل و دقيق ولنتاين در دست نيست و آنچه از پيشينه اين روز می‌‌دانيم با افسانه درآميخته است. امروزه به اين نتيجه رسيده اند كه حداقل سه كشيش به نام والنتاین وجود داشته‌اند كه همگی به شهادت رسيده اند، به همين دليل چندين افسانه سعی در بازگوئی تاريخچه اين آئين دارند.

روایت مشهور

در صده سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده‌است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته‌است از جمله اینکه مردان مجرد نسبت به آنانی كه همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کند. کلودیوس به قدری بی‌رحم وفرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتاین (والنتیوس)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار می‌شود و دستور می‌دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می‌شود. با توجه به آنچه كه در افسانه آمده كشيش ولنتاين برای او نامه‍ايی نوشته و آنها را با نوشتن «از طرف ولنتاين تو» (From Your Valentine) امضاء کرده است، اصطلاحي كه تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روی كارتهای ولنتاين مشاهده می‌‌شود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق بر خلاف قانون کلودیوس دوم اعدام می‌شود. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می‌دانند و از آن زمان والنتاین تبدیل به نمادی برای عشق شده است.

شهرهای منتصب به والنتاین قدیس

بر اساس باورهای کنونی، بقایای والنتاین قدیس که در قرن ۱۹ میلادی در قبرستانی باستانی در ایتالیا کشف شد هم‌اکنون در سه شهر رم، دوبلین و گلاسگو نگهداری می‌شود. بخشی از این بقایا پس از انتقال به یک تابوت طلایی توسط پاپ گرِگوری شانزدهم به کلیسای کاتولیک وایت فرایر در دوبلین پایتخت جمهوری ایرلند اهدا شد. بخش دیگری از این بقایا که گفته می‌شود شامل استخوانهای والنتاین قدیس هم هست توسط یک خانواده متمول فرانسوی در قرن ۱۹ به کلیسای فرانسیس مقدس در شهر گلاسگو در اسکاتلند منتقل شد [۱]. خارج از حلقه‌های مذهبی از مردم عادی کمتر کسی از وجوداین بقایا در شهر اطلاع داشت تا اینکه در سال ۱۹۹۹ تصمیم به انتقال این بقایا به کلیسای دیگری به نام The Blessed John Duns Scotus گرفته شد. این اقدام توجه گسترده‌ی رسانه‌ها و به طبع آن عموم مردم را به دنبال داشت به‌طوری که شهر گلاسگو به خاطر میزبانی والنتاین قدیس شهر عشاق لقب گرفت و از سال ۲۰۰۲ این شهر در روز والنتاین میزبان فستیوالی به نام فستیوال عشق می‌باشد.

رسوم والنتاین

در کشورهای اروپایی و امریکائی دادن شکلات به عنوان هدیه روز والنتاین از شهرت خاصی برخوردار است. تزئین شکلات و پختن انواع ان نیز از اداب این روز به شمار می‌رود. از نظر علمی هم ثابت شده‌است که خوردن شکلات دات یا همان سیاه میزان عشق را در انسان بالا می‌برد البته نه مصرف بی رویه ان.

سپندارمذگان

نوشتار اصلی: سپندارمذگان

در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده‌است. در تقویم ایرانی دقیقا مصادف است با ۵ اسفند که در گاهشماری کنونی برابر است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۳ روز پس از روز والنتاین. این روز سپندارمذگان یا «اسفندارمذگان» نام داشته‌است. سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌کردند.

شاهین

۱۳۸٦/٩/٢٤
صداي پاي يلدا آرام آرام به گوش ميرسد ...

شب يلدا يا شب چله

صداي پاي يلدا آرام آرام به گوش مي رسد 

ايرانيان قديم شادي و نشاط را از موهبت هاي خدايي و غم و اندوه و تيره دلي را از پديده هاي اهريمني مي پنداشتند. مراسم نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، چهارشنبه سوري و شب يلدا و سنت هاي  ديگر در واقع بيانگر اين حقيقت است كه ايرانيان پس از رهايي از بيدادگري و ستم به شكرانه بازيافتن آزادي، جشن برپا مي ساختند و پيروزي نيكي بر بدي و روشنايي بر تاريكي و داد بر ستم را گرامي مي داشتند.
شب يلدا نيز يكي از اين موارد است. در دوران كهن، شب مظهر تاريكي و تباهي و وحشت بوده و اغلب سعي مي كردند كه شب هنگام با افروختن آتش و افزودن نور، خانه روشن باشد. تا پليدي و تباهي در آن راه نيابد. شب يلدا طولاني ترين شب ها است. يعني تسلط تاريكي بر زمين از تسلط نور خورشيد و روشنايي مي كاهد. و چون فرداي اين شب روشنايي بر ظلمت غالب و روز طولاني مي شود، 
ايرانيان تولد دوباره خورشيد را كه مظهر روشنايي است جشن مي گيرند.  

    

در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست. در هر ماه روزي را كه نام روز با نام ماه يكي باشد، جشن مي گرفتند .

دي ماه، در ايران كهن، چهار جشن، وجود داشت. نخستين روز دي ماه و روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست و سوم، سه روزي كه نام ماه و نام روز يكي بود. و در اين سي روز ماه، سه روز آن «دي» نام دارد و هر سه روز را در گذشته جشن مي گرفتند. امروز از اين چهار جشن تنها شب نخستين روز دي ماه، يا شب يلدا را جشن مي گيرند، يعني آخرين شب پاييز، نخستين شب زمستان، پايان قوس، آغاز جدي و درازترين شب سال.

 

 

يلدا از نظر معني معادل با كلمه نوئل از ريشه ناتاليس رومي به معني تولد است و نوئل از ريشه يلدا است .

واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است . ولادت خورشيد ( مهر و ميترا )  و روميان آن را ( ناتاليس انويكتوس ) يعني روز ( تولد مهر شكست ناپذير   ) نامند . 

 

 

 

 

 

آيين شب يلدا يا شب چله

 

صداي پاي يلدا آرام آرام به گوش مي رسد . پدربزرگها و مادر بزرگها خانه را براي استقبال از فرزندان مي آرايند و فرزندان و نوه ها نيز از آن سوي براي ديدار بزرگان خانواده بي قرارند .

برگزاري مراسم يلدا ، آييني خانوادگي است و گردهمايي ها به خويشاوندادن و دوستان نزديك محدود ميشود .

ايران كشوري با فرهنگي غني است كه مردمانش بنا به ذوق و  سليقه و طبيعت منطقه اي كه در آن زيست مي كنند هر يك براي برگزاري سنت هاي كهن آداب خاص خود را دارند 

 

آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص ، هندوانه، انار و شيريني و ميوه هاي گوناگون است که همه جنبه نمادي دارند و نشانه برکت، تندرستي، فراواني و شادکامي هستند.

 

 

فال حافظ و شاهنامه خواني


يكي ديگر از رسم هاي شب يلدا، «فال حافظ گرفتن»  است اگر رسم ها و آيين هاي ديگر يلدا را ميراثي از فرهنگ چند هزار ساله بدانيم ولي فال حافظ گرفتن در شب يلدا در سده هاي اخير به رسم هاي شب يلدا افزوده شده است.

 

 شاهنامه خواني و قصه گويي پدربزرگ و مادربزرگ دور كرسي براي كوچكترها نيز از آيين هاي يلدا است كه خاطرات شيريني براي بزرگسالي آنها فراهم مي آورد.

 

شاهین

۱۳۸٦/٧/۱
4 ساله شد وبلاگ ...
سلام به همگی دوستان خوب و عزیز - وبلاگ ( یادی از خاطرات گذشته 4 ساله شد ) - خودم باورم نمیشه که هنوز این وبلاگ رو نگه داشتم چون خیلی سرم شلوغه و زیاد مثل قدیما نمیتونم اینجا رو بروز کنم ولی خوب با همه این حرفا 4 ساله شد وبلاگم و البته  تولد 4 سالگی وبلاگ من با قبولیم تو دانشگاه هم یکی شد تا خاطره بهتری برام باشه - جا داره اینجا از همه دوستانی که تو این مدت همیشه به این وبلاگ سر زدن تشکر کنم و بگم که همیشه از دیدن نظرات قشنگ شما عزیزان خوشحال میشم و اگه دیر به دیر به وبلاگ هاتون سر میزنم به خاطر اینه که سرم شلوغه  و هر فرصتی که پیدا کنم حتما به وبلاگ هاتون سر میزنم و از مطالب زیبای شما لذت میبریم .
----------------------
یاد اولین شعر یا ترانه ای  که نوشتم افتادم - یادش بخیر اونموقع ها یه حس و حال دیگه بود و دائما دلم میخواست ترانه های مختلف بنویسم ( البته خودم هیچ وقت اسم این چیزایی که نوشتم رو ترانه نمیزارم چون با ترانه خیلی فاصله داره و دوستان لطف داشتن و منو نشویق به نوشتن کردن )
یه قسمتی از ترانه ی اولم که الان یادم میاد رو براتون مینویسم البته شاید بعضی از دوستان یادشون باشه اینو :
(( دوستی تو برای من مثل فصل بهاره ...همون  فصلی که برای دل عاشق گل تازه میاره ))
یه شعر دیگه هم که من خیلی لذت بردم ازش این بود
(( آدمای امروزی عاشق میشن چه راحت .. عاشق شدن بازی شده درست مثل یه عادت
آدمای امروزی دروغ میگن چه آسون ... وقتی میگن دوستت دارن چه زود میشن پشیمون ))
یکی دیگه از ترانه هایی که نوشتم و الان باز یه مقداریش یادم میاد این بود :
(

ميگن تو زمونه ما : آدما عاشق ميشن ولی عاشق عروسکای چوبی

برای خنديدن عروسکا  ميبندن چشاشونو :پا ميزارن رو هر چی خوبی

***************

آدم وقتی دلشو به عروسکا ميبنده   

از عاشق شدن چی ميمونه  جز شوخی و خنده    

عمر عاشق بودنش به  نگاهی بنده

اونو دوسش داره تا وقتی ميخنده )
------------------
موفق باشید

شاهین

۱۳۸٦/٤/٢
خاک



منت خاک را میکشم چون خاک بی منت و  بی ریاس
دل صاف و قلب پاک فرق خاک با ما آدماس

شاهین

۱۳۸٦/۱/٢٧
تبریک سال جدید و شروعی دوباره
سلام به همگی دوستان خوب و عزیز اول از همه سال جدید رو به همتون تبریک میگم ( البته با تاخیر ) و امیدوارم که سال خیلی خوبی داشته باشید - این مدتی که نتونسته بودم پیشتون باشم وبلاگ یکسری مشکلات داشت که الان دیگه حل شده و من دوباره برگشتم .
-----
خوشحالم که نظرات سازنده شما رو درباره ترانه ای که تو پست قبلی نوشته بودم رو دیدم و حتما ازشون برای بقیه ترانه هام استفاده میکنم
-------




و اما موضوعی که امروز میخوام دربارش صحبت کنم موضوعی هستش که اینروزا مخصوصا تو این فصل زیاد میبینیمش و اون چیزی نیست جز بارون و چه خوبه که وقتی بارون میاد بدون چتر بریم راه بریم چون واقعا لذت بخشه و آدم احساس آرامش میکنه
---
نظر شما چیه ؟

شاهین

۱۳۸٥/٩/٢۸
بهش بگو ای آسمون ...

شاید واسه همیشه رفت
من و دلو تنها گذاشت
تو خونه ی غمگینِِ دل
طاقت موندنو نداشت


شاید واسه همیشه رفت
اینو می خوندم ازنگاش
عکسِِ ِ یه یاره دیگه بود
روصحنه ی نازه چشاش

بهش بگو ای آسمون
آسون شده عاشق کشی
الهی یه روز توهم
به درده من دچار بشی


بهش بگو ای آسمون
بگو چه سخته بی کسی
وقتی یه روزقلبت شکست
اون روز به حرفم میرسی

عشقمو چه ساده فروخت
قلبمو چه ساده شکوند
تایکی دیگه سررسید
یه لحظه ام پیشم نموند


عهد شو زیره پا گذاشت
قدره دلم رو ندونست
میگفت همیشه با منه
حدس میزدم نمیتونست

بهش بگو ای آسمون
آسون شده عاشق کشی
الهی یه روز توهم
به درده من دچار بشی

بهش بگو ای آسمون
بگو چه سخته بی کسی
وقتی یه روزقلبت شکست
اون روز به حرفم میرسی

«شاهین فاضل خسروی»

----------------------

سلام به همگی دوستان :

یه مدت زیادی نتونستم بروز کنم وبلاگ رو اونم بخاطر مشکل سایت پرشینبلاگ بود و امروز مشکل سایت برطرف شد و منم تونستم بروز کنم

 تا اونجایی که بتونم حتما به  وبلاگاتون سر میزنم

شاهین

۱۳۸٥/٧/۱٧
تولد وبلاگ

۳ ساله شد

------------------------

سلام به همگی دوستان خوب و عزیز

وبلاگ (( یادی از خاطرات گذشته )) ۳ ساله شد - چقدر زود زمان سپری میشه انگار همین دیروز بود که این وبلاگ رو ساختم و فکر نمیکردم که بتونم ۳ سال نگه دارم این وبلاگ رو .

جا داره اینجا از تمام دوستای خوبم که در این مدت همیشه یار و یاور وبلاگ بودن و با نظرا و انتقاداشون منو راهنمایی میکردن تشکر ویژه داشته باشم و باید اعتراف کنم که بدون بودن شما خوبان این وبلاگ هیچوقت نمیتونست ۳ سال دوام بیاره .

شاهین

۱۳۸٥/٥/۳۱
(( دل تو -- دل من ))
نمي بخشمت ....
 بخاطر تمام خنده هايي که از صورتم گرفتي ....
بخاطر تمام غمهايي که بر صورتم نشاندي ....
نمي بخشمت ....
بخاطر دلي که برايم شکستي.... 
 بخاطر احساسي که برايم پرپر کردي .....
 نمي بخشمت ....
بخاطر زخمي که بر وجودم نشاندي .....
بخاطر نمکي که بر زخمم گذاردي ....
و مي بخشمت بخاطر عشقي که بر قلبم حک کردي
----------------------------------------

ديشب دلم گرفته بود

مثل هواي باروني دلم هواتو كرده بود ؛ هواي شيرين زبوني

دلم مي خواست گريه كنم بگم كه سخته تنهايي ؛

اي هم صداي آشنا بگو كه پيشم مي موني

نمي دونم كجايي وچه حالي وچه مي كني

ولي صدات تو گوشم ميگه كه اينجا ميموني

رفتم كناره پنجره گفتم شايد ببينمت ؛

ديدم محال ديدنت چون گل بايد بچينمت

رو صندلي نشستم ويه هو ديدم يه قاصدك اومد پيشم خبر اورد اي آشنا يه رازي رو بهت بگم

گفتم بگو،آهي كشيد اومد نشست روشونه هام ؛ يواشكي چشماشو بست تا نبينه اشك چشام

مي گفت كه تو يه راه دور يه راه دور وسوت كور ؛مسافري نشسته بود مسافر غريب دل شكسته بود

از توهمش گله ميكرد با اشك گرم ودل سرد مي گفت كه يادت

نمي یاد؟اون روزاي آخري رو ؛ چقدر دلش مي خواست كه تو بهش بگي دوسش داري صداش كني،نگاش كني به شرطي تنهاش نذاري

تا اومدم بهش بگم برو بگو دوسش دارم پاش مي شينم ديدم كه اون رفته بود ومنم دارم خواب مي بينم




شاهین

۱۳۸٥/٥/۱٠
 

اومدي بشکني، بشکن / از من ساده چي مونده / قبل تو هر کي بوده / تمومه تار و پودو سوزونده / تو هم از يکي ديگه سوختي مي خواي تلافي باشه / بيا اين تو و دل و باقي احساسي که مونده / دل ما اونقده پاره است / موندنش مرگ دوباره است / آسمون سينه ي ما / خيلي وقته بي ستاره است / هميني که باقي مونده / واسه دلخوشي تو بشکن / تيکه تيکه هام رو بردن / آخرينشم رو هم تو بکن / نمي خوام بگذره عمري / خسته شي واسه فريبم / يقه ات رو نميگيره هيچ کس / آخه من اينجا غريبم / بزن و برو عزيزم / مثه هر کس که زد و برد / طفلي اين دل که هميشه / به گناه ديگرون مرد / نفرتت رو از غريبه / سر يک غريب خراب کن / خنده ي کوتاهمم رو / بيا با گریه هات عزا کن / مهمم نيست که چه جرمي يا گناهي / اين سزاشه / باقي دلم يه مشت خاک / همينم ميخوام نباشه / عقده هاي يک شکست رو / خالي کن سر دل من / ديگه متروک مونده سرد / خاک پير ساحل من / از نگاهات خوب مي فهمم / که تو فکرت يه فريبه / بازي بسه پاشو بشکن / من غريب و تو غريبه

شاهین

۱۳۸٥/۳/٢٥
 

زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد.

 با وفاترين دوست به مرور زمان بي وفا شد.

 اين پرپر شدن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است

 
 

کاش در دنيا سه چيز وجود نداشت
غرور
عشق
دروغ
انوقت کسي از روي غرور براي عشق دروغ نميگفت  

 

 

 

 

 

شاهین

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]